در 10 الی 15 سال گذشته در حوزه رگولاتوری و حاکمیت، موارد بسیاری که امروز بدیهی است غیر قابل درک بود. در بسیاری از کشورهای جهان میتوان گفت، نوآوری جلوتر از رگولیشن و حاکمیت بوده و این ماهیت نوآوری است و نمیتوان مانع آن شد. اکنون در بسیاری از حوزهها، فضای تنظیمگری مشترک میان حاکمیت و اتحادیهها وجود داشته و به عنوان مثال در خصوص رمزارزها، حرکت به سوی فضای خود تنظیمگری در جریان است.
مسئله دیگری که در گذشته وجود نداشت و اکنون در حاکمیت به آن توجه شده، مسئله سندباکسها است که 6 الی 7 مورد بهصورت تخصصی در کشور فعال شده و ویژه موضوعات نوآورانه هستند.
همکاری و نظارت تشکلها و یا اتحادیهها بر فعالیت کسب و کارها در کشور قابل توجه بوده و با گذشته قابل مقایسه نیست و این یک فضای مثبت و رو به رشد است. نیاز است پارادایم حاکمیت برای نگاه به فضای نوآوری در کسب و کار بهتر از گذشته شود، در نتیجه نباید استارتاپها را با نگاه بنگاهی پذیرفت بلکه باید یک نگاه تعاملی برای رشد این حوزه در کشور داشت. با نگاه تعامل با قانونگذار و تنظیمگر میتوان یک حمایت کامل و جدی از استارتاپهای فعال در کشور بهویژه کسب و کارهای حوزه تجارت الکترونیکی داشت.
فعال بودن بخش خصوصی در بخش رگولاتوری بسیار حائز اهمیت است و منظور یک تعامل جهتدار و کارشناسی شده با در نظر گرفتن تمام جوانب ذینفعان میباشد. در ذهنیت عام، رگولاتوری یعنی تعیین بایدها و نبایدها اما در نگاه مطلوبتر، رگولاتوری یعنی تنظیم نمودن وضعیت بازار و ارائه خدمات و الزاماً به معنای قانونگذاری نیست بلکه ایجاد یک فضای جدید و یا توسعه یک بازار جدید نیز در این حوزه قرار میگیرد.
برای رشد و توسعه زیستبوم تجارت الکترونیکی باید رگولاتور نسبت به برطرف نمودن مشکلات این حوزه اقدام نماید که اکنون همین سیاست در مرکز توسعه تجارت الکترونیکی در جریان است.